چگونگي افزايش اثر بخشي فعاليت كلاسي در درس رياضي
مقـدمـه :
يكي از بديهي ترين ملزومات يك آموزش كارا و اثر بخش وجود انگيزه و علاقه در دانش آموزان است . در طي سالهاي متمادي تدريس در دورههاي ابتدايي در درس رياضي مشاهده كردهام كه دانش آموزان انگيزة چنداني به يادگيري ندارند . من هم مانند بسياري از همكارانم دلايل زيادي براي اين امر ذكر مي كردم از قبيل :
1-عدم وجود امكانات آموزشي و كمك آموزشي
2-عدم همراهي والدين با دانش آموزان و مدرسه
3-مقايسه موقعيت اجتماعي ثروتمندان بعضاً كم سواد با تحصيل كردههاي كم درآمد و دلسردي از تحصيل
امّا بخش اعظم فعاليتهاي آموزشي در مدرسه انجام مي گيرد هر چند كه به نظر خود من صرفاً شركت در كلاسهاي مدرسه بدون فعاليتهاي خارج از مدرسه كافي نيست امّا اگر مدرسه و معلم نقش خود را در آموزش در حد مطلوب ايفا كنند بسياري از مشكلات تحصيلي دانش آموزان حل خواهد شد .
بيان مسأله :
چگونه مي توانم باعث اثربخشي فعاليت كلاسي در درس رياضي توسط دانش آموزان پاية پنجم شوم ؟
توصيف وضعيت موجود :
در هر درس از كتاب هاي درسي رياضي صفحاتي با عنوان «فعاليت يا كار در كلاس » وجود دارد كه شامل سؤالاتي است كه دانش آموزان بايــد بعد از تدريس معلم به حل آنها مبادرت ورزند تا يادگيري به طور كامل اتفاق بيافتد .
طي تدريس چند ساله در درس رياضي مشاهده كردهام كه در كلاس هايي كه شيوة تدريس به صورت معلم محور بوده و دانش آموزان غير فعال هستند ، ايــن بي علاقگي شديدتر است .
نمونه هاي عدم علاقه دانش آموزان در حل صفحات «فعاليت يا كار در كلاس » را مي توان به صورت زير فهرست كرد :
1-بعضي از دانش آموزان جهت گريز از حل كردن سؤالات ، كتاب درسي يا لوازم التحرير خود را به همراه نمي آورند و به اين ترتيب مي خواهند كه خود را از زحمت حل سؤالات راحت كنند و در كلاس بي كار بنشينند .
2-گاهي اوقات دانش آموزي قبل از تدريس ، جواب سؤالات قسمت « فعاليت » را در منزل از روي منبعي يا كتب حل مسايل و يا راهنمايي بزرگترها رونويسي كرده و در نتيجه خود را از فكر كردن در مورد حل سؤالات راحت مي كند .
3-بعضي از دانش آموزان نيز هنگام حل « فعاليت » منتظر مي مانند تا ساير دانش آموزان سؤالات را حل نموده و آنها فقط از روي تخته رونويسي مي كنند .
بديهي استدر چنينشرايطيميزانيادگيريشاگرداندچارافت محسوسي خواهد شد .
پس اين سؤال پيش مي آيد كه علل اين عدم علاقه چيست وچگونه مي توان آن را برطرف كرد ؟
اصول ومباني درس رياضي :
مي دانيم براي تدريس هر مفهوم رياضي به سه نكته اصلي بايد توجه كرد:
1- مفهوم
2- تكنيك يا راه حل
3- كاربرد
يكي از استانداردهاي جديد برنامه درسي رياضي براي تمام پايه ها ي تحصيلي عبارتند از : رياضي به عنوان حل مسئله، رياضي به عنوان نحوة استدلال، رياضي به عنوان ارتباطات، رياضي به عنوان اتصال و ارتباط دروني و بيروني كه تعبير و تفسير هر يك از اين استانداردها مي تواند به عنوان موضوع مقاله اي مطرح گردد . مثلاً در مورد رياضي به عنوان حل مسأله مي توان گفت كه دنياي واقعي نقطه شروع است يعني مسأله از دنياي واقعي گرفته مي شود و سپس به زبان دنياي رياضي ترجمه مي گردد كه اين ترجمه در واقع همان مدل سازي رياضي است .
گاهي براي ترجمة درست اين دو زبان - دنياي واقعي و دنياي رياضي - چندين بار رفت و برگشت بين اين دو دنيا انجام مي گيرد و ابزار مختلفي به كمك گرفته مي شود تا بالاخره ترجمه كامل گشته و حل رياضي براي مسألة دنياي واقعي به دست آيد .
ديدگاه هاي جديد آموزش رياضي ، يادگيري رياضي را يك فرايند فعّال و سازنده مي دانند و آموزش و تدريس رياضي را بر مبناي اوضاع و موقعيت هايي كه مسأله در آنها قرار گرفته و واقع مي شود توصيه مي كنند .
از جمله هدف هاي آموزش رياضي آن است كه تمام دانش آموزان ياد بگيرند و براي رياضي ارزش قائل شوند ، يعني به كارايي و اهميت رياضي در جريان زندگي و در پرورش ذهن و انديشه واقف گردند و تمام دانش آموزان بتوانند ارتباطات رياضي وار برقرار كرده و رياضي وار استدلال كنند و نسبت به رياضي قدرداني داشته باشند و در نهايت توانايي حل مسأله هاي رياضي را پيدا كنند .
علل فعال نبودن دانش آموزان در درس رياضي :
برخي از علل فعال نبودن دانش آموزان در كلاسهاي درس رياضي به اين شرح مي باشد:
1- ناشناخته ماندن قلمرو و اهداف درس رياضي
2- آشنا نبودن برخي از معلمان با اصول تدريس رياضي
3- تنوع نداشتن تدريس رياضي واستفاده نكردن ازقالبهاي متفاوت
4- بي توجهي برخي از معلمان به طرح درس
5- ناآشنايي برخي از معلمان نسبت به روان شناسي تربيتي وشناخت ذهني دانش آموزان وعدم توجه به تفاوتهاي فردي
6- بي توجهي برخي ازمعلمان به راههاي شكوفاسازي خلاقيتهاي كودكان و نوجوانان
7- بي توجهي به علايق وانگيزه هاوتواناييها فكري دانش آموزان به هنگام تعيين تكليف وحل مسئله
گردآوري اطلاعات و شواهد :
براي يافتن علت عدم انگيزه شاگردان در حل سؤالات قسمت « فعاليت يا كار در كلاس » بهتر ديدم به سراغ خود آن ها رفته و نظرات دانش آموزان را جويا شوم كه اهم آن به شرح زير است :
1- زماني كه دانش آموزان درس را ياد نگرفته باشند نمي توانند در حل سؤالات موفق باشند .
2- عدم اعتماد بهنفس و اينكه آيا جوابداده شده بهسؤالاتصحيحاست يا خير ؟
3- سخت بودن سؤالات براي دانش آموزان ضعيف و متوسط .
4- كمبود وقت ، مثلاً حل 12 معادله در مدت پانزده الي بيست دقيقه براي بسياري از دانش آموزان غير ممكن يا مشكل است .
5- زياد بودن تعداد سؤالات باعث خستگي دانش آموزان مي شود .
6- يكي از دانش آموزان ممتاز كلاس مي گويد : هميشه دلهره و اضطراب دارد كه آيا خواهد توانست به همگي سؤالات پاسخ دهد يا خير ؟ و اين افكار اثري منفي دارد .
7- دانش آموز ديگري مي گويد : قبل از اين كه صورت سؤال را بخواند معتقد است كه قادر به حل آن نيست .
8- يكي ديگر مي گويد : علاقه چنداني به حل سؤالات رياضي ندارد و فقط جهت رفع تكليف سؤالات « فعاليت يا كار در كلاس » را حل مي كند .
تجزيه و تحليل داده ها :
دانش آموزاني كه موارد 1، 3 ،4 ، 5 و 8 را مطرح كرده اند عدم انگيزه را به مسايل بيروني ارتباط مي دهند ، ولي دانش آموزاني كه موارد 2 ، 6 و 7 را مطرح نموده اند علت را مسايل دروني مي دانند و مشخص است كه « احساس كفايت » آنها دچار آسيب شده است .
به نظر مي رسد كه موارد 4 و 5 يكديگر را تأييد مي كنند ، طبيعي است كه كمبود وقت زماني قابل قبول است كه تعداد سؤالات با توجه به زمان در نظر گرفته شده براي حل سؤالات زياد باشد .
در مورد دانش آموزاني كه احساس نگراني مي كنند دو نكته را مي توان عنوان كرد :
اوّل اين كه ممكن است اين احساس از طرف معلم به آن ها منتقل شده باشد . زماني كه معلم در كلاس قدم مي زند و جواب ها را بررسي مي كند باعث ايجاد يا تشديد اضطراب در دانش آموزان مي شود .
دوم اين كه داشتن كمي دلهره و اضطراب در دانش آموزان در مورد درست بودن جواب ها مي تواند مفيد باشد ، زيرا در اين صورت دانش آموز بعد از حل سؤالات به كنترل و بازنگري پاسخ خود مي پردازد و اشكال احتمالي موجود را رفع مي كند .
سخت بودن سؤالات ، كمبود وقت و تعداد زياد سؤالات مسايلي هستند كه به راحتي مي توانند تحت كنترل معلم در آيند ، امّا در مورد اضطراب ، نگراني ، عدم علاقة دانش آموزان به درس رياضي ، كار راحت نيست و احتياج به برنامه ريزي ، صبر و بردباري دارد و لازم است معلم در نحوة تعامل و ارتباط خود با دانش آموزان دقت كند .
انتخاب راه حل :
باز هم ابتدا به سراغ خود دانش آموزان مي رويم ، نظرات و پيشنهادات ارائه شده قابل توجه است :
1- اگر سؤال ها آسان تر باشد بهتر است .
2- بهتر است تعداد سؤالات كم باشد .
3- بهتر است سؤالات داراي راه حل طولاني نباشد .
4- بهتر است معلم ابتدا هر سؤال را خوبتوضيح و تشريح كند تا براي دانشآموزان قابل فهم باشد .
5- جوّ كلاس طوري باشد كه در طول تدريس و حل تمرين دانش آموزان احساس راحتي كنند و فشار رواني روي آن ها نباشد .
نظرات معلمان :
نظرات تعدادي از معلمان نيز به شرح زير است :
1- اگر دانش آموزان در مورد اهداف « فعاليت يا كار در كلاس » توجيه شوند - يعني به آنها گفته شود كه هدف از حل اين سؤالات آشنايي با راه حل و نهادينه شدن آن و رفع اشكالات دانش آموزان است و هيچ انتظاري وجود ندارد كه دانش آموزي صد در صد به سؤالات پاسخ صحيح دهد - اضطراب و نگراني تا حدودي بر طرف خواهد شد .
2-نظارت معلم در حل سؤالات قسمت فعاليت يا « كار در كلاس » بيشتر بايد در جهت رفع اشكال و راهنمايي شاگردان باشد تا احتمال موفقيت آن ها در حل سؤالات افزايش يابد .
3- مي توان حل سؤالات «قسمت فعاليت يا كار در كلاس » را به صورت گروهي انجام داد . در اين صورت هم خود دانش آموزان متوجه اشتباه يكديگر مي شوند و هم اين كه دانش آموزي كه بهتر درس را ياد گرفته به ديگري آموزش مي دهد . ضمناً وقتي دانش آموزي از طرف گروه حمايت مي شود در تقويت روحيه و احساس كفايت او تأثير گذار خواهد بود .
با توجه به مطالب ارائه شده و جمع بندي آن ها به اين نتيجه رسيديم كه بايد تغييرات زير را در فعاليت كلاسي دانش آموزان ايجاد كنيم :
1- در فعاليت « كار در كلاس » به جاي سؤالات كتاب ، سؤالاتي را كه خودم از قبل طرح كرده بودم در اختيار دانش آموزان قرار داده تا حل كنند .
2- تعداد سؤالات طرح شده كم بود و در هر قسمت حداكثر 3 يا 4 سؤال كوتاه جهت پاسخ گويي مطرح شده بود .
3- درجة سختي سؤالات در حدي بود كه اكثر دانش آموزان قادر به حل آن مي شدند .
4- دانش آموزان سؤالات را به صورت گروهي و بحث با يكديگر حل مي كردند .
اجراي طرح و نظارت بر آن :
اين طرح را در كلاس به اجرا در آوردم . گروه بندي شاگردان بدين صورت بود كه دانش آموزاني كه در يك ميز با هم مي نشستند تشكيل يك گروه را داده و سؤالات را با هم حل مي كنند در واقع من معتقدم كه در كلاس درس دانش آموزاني كه كنار هم مي نشينند كه احساس راحتي و تفاهم بيشتري با هم دارند و رابطه دوستي قويتري بين آن ها برقرار است .
در پايان تدريس در هر جلسه يك برگ كاغذ در اختيار هر گروه قرار مي گرفت تا پاسخ سؤالات مطرح شده را جواب دهند ، سپس هر گروه جواب خود را با 2 و 3 گروه نزديك خود مقايسه مي كرد و با نظرات ديگر گروهها نيز آشنا مي شد و اگر جواب 2 يا چند گروه با هم متفاوت بود بايد با تبادل نظر به راه حل صحيح و مشترك مي رسيدند . در زمان حل سؤالات خودم نيز به راهنمايي دانش آموزان مشغول مي شدم و به سؤالات احتمالي آنها جواب مي دادم .
نتيجه گيري :
با گذشت سه هفته از اجراي طرح ، فعاليت دانش آموزان در كلاس درس تفاوت چشمگيري نسبت به گذشته پيدا نمود . نتيجه مشاهداتم در اين مدت به شرح زير است :
1- دانش آموزان متوسط علاقه و اشتياق بيشتري براي همكاري با سايرين پيدا كردند و دانش آموزان ضعيف نيز در بحث ها شركت مي كنند .
2- دانش آموزان قوي با نشستن در كنار دانش آموز ضعيف و متوسط علاقه مند به كار گروهي شده و به آموزش آن ها پرداختند .
3- بهترين همكاري و بيشترين يادگيري در گروه هايي كه شامل چنددانش آموز متوسط بود ايجاد شد .
4- در مبحث هندسه تقريباً همة دانش آموزان به راهنمايي و كمك معلم نياز دارند .
5-علاقه مندي و انگيزه دانش آموزان در تدريس به روش فعال در مقايسه با معلم محوري افزايش يافت .
6- با اجراي اين طرح احساس كفايت و اعتماد به نفس دانش آموزان افزايش يافته زيرا در حل سؤالات به مباحثه با ديگران مي پردازند و در حل سؤالات از خود علاقه نشان مي دهند .
7- بيشتر دانش آموزان كه با اين روش مطالب را ياد گرفتند احساس لذّت بيشتري از فعاليت هاي خود نموده و آشكارا به رقابت با ديگران پرداختند .
8-كيفيت تعامل دانشآموزان با معلم بهتر شده و ارتباط بين معلم و شاگرد بهآساني برقرار گرديد .